معامله در بازار فارکس

آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان

چندی قبل با یکی از دوستانم که در بازارهای مالی فارکس بسیار حرفه ای و ثروتمند بود صحبتی داشتم ، او میگفت در طی این چند سال فعالیتش هنوز 25 الی 35 درصد معاملاتش با ضرر بسته میشود ولی با همان 65 درصد تحلیل درستی که انجام میدهد ، او را آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان تبدیل به فرد ثروتمندی کرده چرا که با نسبت ریسک و ریوارد یک به سه کار میکند و در نهایت هم در سود خیلی خوبی هست.

جزئیات خبر

محاسبه ریسک ورشکستگی در بورس

محاسبه ریسک ورشکستگی یکی از مهمترین بحث های مدیریت سرمایه است و هر معامله گر حرفه ای باید با آن آشنا باشد. در واقع از طریق مدیریت سرمایه و کنترل ریسک به مدت طولانی می توانیم در بازار سرمایه پوزیشن های خوب را شناسایی کرده و کسب سود کنیم.

تریدرهای حرفه ای ریسک معاملاتی را در هر روز و هر ماه محاسبه می کنند. البته بیشتر معامله گرها اطلاعی از ریسک ورشکستگی ندارند و محاسبه آن از مهمترین فاکتور های مدیریت سرمایه است. Risk of ruin یعنی در اثر ضرر در معاملات سرمایه خود را از دست بدهید و دیگر نتوانید معامله کنید. کمتر دیده می شود که میزان این ریسک ۱۰۰ درصد باشد زیرا دیده نشده است تریدری منتظر بماند تا آخرین دینار را هم از دست بدهد.

ریسک ورشکستگی چیست؟

محاسبه ریسک ورشکستگی یا Risk of ruin یکی از مهمترین فاکتور ها برای جلوگیری از دست دادن سرمایه است. معامله گری کار پر ریسکی است. بیشتر افرادی که به این کار روی می آورند با شکست مواجه می شوند و مقدار زیادی پول از دست می دهند.

معامله گران موفق معتقد هستند علت شکست بیشتر تریدر ها به خاطر عدم اطلاع از این موضوع کلیدی یعنی ریسک ورشکستگی است. یک معامله گر بعد از از دست دادن درصدی از آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان سرمایه اش دیگر دست به معامله نمی زند و شروع به تصحیح استراتژی معاملاتی می کند. به این درصد از سرمایه ریسک ورشکستگی می گوییم.

در آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان واقع اگر طبق استراتژی معاملاتی و با استفاده از مدیریت سرمایه معامله می کنید و با شکست مواجه می شوید، بنابراین لازم است تا Risk of ruin را محاسبه کنید.

راه های جلوگیری از رسیدن به ریسک ورشکستگی

مهد سرمایه - محاسبه ریسک ورشکستگی در بورس

معامله گران حرفه ای اجازه نمی دهند مقدار ریسک ورشکستگی از ۲۵ تا ۳۰ درصد بیشتر شود. کم کردن ریسک معاملاتی روزانه تا ۱ الی ۲ درصد روشی برای کاهش میزان Risk of ruin می باشد. دقت داشته باشید ریسک معاملاتی روزانه را کاهش دهید نه میزان ریسک در هر معامله را.

توصیه می شود معامله گرهای حرفه ای ریسک معاملاتی روزانه شان ۲ درصد و مبتدی ها ۱ درصد و حتی کمتر از آن باشد.

میزان Risk of ruin خود را محاسبه کنید

فرمول ریسک ورشکستگی توسط Perry Kaufman منتشر شده است. میزان Risk of ruin باید بین ۰ تا ۰٫۵ درصد باشد. از نظر علم ریاضی ممکن است درصد Risk of ruin عدد صفر هم باشد. اما هدف ما رسیدن به مقدار ریسک کمتر از ۰٫۵ درصد است.

بنابراین حتما توصیه می شود ابتدا ریسک ورشکستگی را محاسبه کنید و بعد از آنکه مطمئن شدید میزان آن از ۰٫۵ درصد کمتر است شروع به معامله کنید. Risk of ruin با علامت ROR نمایش داده می شود.

به فرمول زیر توجه کنید.

مهد سرمایه - محاسبه ریسک ورشکستگی در بورس

محاسبه ROR در ریسک ورشکستگی

  • ROR = Risk of Ruin یا همان ریسک ورشکستگی
  • W = درصد موفقیت یا Win
  • L = درصد شکست یا Loss
  • U = تعداد معاملاتی که پشت سر هم ضرر ده بوده اند و منجر به Max Drow Down شده است

به مثال زیر دقت کنید :

فرض کنید در یک حساب مقدار $Max Drow Down = 30 باشد و درصد موفقیت ۶۰% است. می خواهیم محاسبه کنیم آیا یک درصد ریسک در هر معامله مناسب است یا نه؟

مهد سرمایه - محاسبه ریسک ورشکستگی در بورس

محاسبه ریسک ورشکستگی با فرض Max Drow Down = دلار ۳۰

اگر در مثال بالا مقدار ریسک معاملاتی را به ۱۰% افزایش دهیم، Risk of ruin برابر است با:

مهد سرمایه - محاسبه ریسک ورشکستگی در بورس

محاسبه ریسک ورشکستگی با افزایش ریسک معاملاتی

چنانچه در فرمول بالا می بینید با افزایش ۱۰ درصد ریسک، احتمال ریسک ورشکستگی ۳۰ درصد افزایش یافته است.

برای اینکه احتمال ورشکستگی به صفر برسد باید کارهای زیر را انجام دهید :

  1. اصلاح کردن استراتژی با هدف بیشتر شدن احتمال موفقیت و دقیق شدن سیستم
  2. افزایش نسبت سود به ضرر بنابراین تعداد معاملات سود ده بیشتر از معاملات ضرر ده است
  3. کاهش ریسک معاملاتی در هر ترید

سیستم مدیریت ریسک و سرمایه چه مزایایی دارد؟

آموزش مدیریت ریسک و سرمایه از مهمترین دوره های آموزش بورس است. آموزش محاسبه ریسک معاملاتی و ریسک ورشکستگی می تواند درصد موفقیت معامله گران را افزایش دهد. برای یادگیری مدیریت سرمایه نیازی به دانستن تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی نمی باشد.

هر معامله گری که تجربه خرید و فروش در بازار بورس و سرمایه را داشته باشد می تواند در دوره های آموزشی مدیریت ریسک شرکت کند. داشتن یک سیستم مدیریت سرمایه به شما کمک آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان می کند تا کیفیت استراتژی معاملاتی و عملکردتان را بررسی کنید. این سیستم بسته به روحیات هر شخص، حجم معاملات مجاز را تعیین می کند و در اختیار تریدر ها قرارمی دهد.

یک سیستم مدیریت ریسک شرایط ورود به معامله را بررسی می کند و اگر معامله مورد نظر خارج از اصول از پیش تعیین شده باشد اجازه معامله کردن را به تریدر نمی دهد. بنابراین سیستم مدیریت سرمایه کاملا بر اساس عملکرد واقعی و روحیات تریدر طراحی شده است و هدف آن کنترل سرمایه موجود در معاملات به صورت علمی و اصولی است.

به یاد داشته باشید با رعایت اصول ساده مدیریت ریسک، استراتژی معاملاتی خود را بهبود بخشید تا به طور مداوم در بازار بورس و فارکس فعالیت کنید.

بهینه سازی نسبت ریسک به بازده (R/R)

مطالب بسیاری در مورد نسبت ریسک به ریوارد یا همان R/R در مقالات مختلف و همچنین در مورد تعیین بهترین این نسبت قبل از ورود به معامله گفته شد، اما در این مقاله ما قصد داریم تا شما را با ذکر چند مثال، با بهینه کردن این نسبت در استراتژی‌های مختلف برای تبدیل شدن به یک استراتژیست حرفه‌ای آشنا کنیم.

BKiBmnc95VEd6UWuMSKRstapZ79hldxBXtJtJpyq.png

دلیل بهینه سازی این نسبت به این خاطر است که تعادل بین این دو نسبت ایجاد شود و این دو در وضعیت نرمال خود قرار بگیرند تا از این محل به سیستم آسیب نرسد. این تصور که هرچه پاداش بزرگ تر از ریسک باشد، در دراز مدت نشانگر حرفه ای بودن معامله گر است اشتباه محض بوده و نشان از عدم پختگی معامله گر دارد.ممکن است موقع طراحی سیستم، عددی را به عنوان حد سود تعیین کنیم و ارتباطی بین نسبت سود به زیان ایجاد کنیم. مثلا زمان ورود به بازار هر جا حد زیان تعیین کردیم، دو برابر آن حد سود بگذاریم، یا سه برابر یا هر مقداری. اما اینکه کدامیک از اینها میتواند حد سود بهینه باشد نیاز به بهینه سازی R/R دارد، بگذارید با مثالی با مفهوم بهینه سازی این نسبت بیشتر آشنا شویم.فرض کنید سه معامله گر بر مبنای تئوری امواج الیوت، در انتهای موج چهارم با یک ساختار مشخص از قبل تعریف شده اقدام به معامله میکنند به طوری که روش تشخیص موج چهارم برای هر سه معامله گر یکسان است و هر سه موقعیت های معاملاتی شان مشابه است.

بنابراین ما یک سیستم داریم که قالب و ساختارش برای سه معامله گر یکی است، روش ورودها هم یکسان است. حتی بخش خروج از معامله در زیان هم یکسان است و حد زیانها را در یک نقطه تنظیم میکنند، تنها فرق این سه معامله گر در حد سود است (پلن خروج از معامله در سود). طبق جدول حد سودهای هر یک از سه معامله گر نسبتی از حد زیان تعیین شده و با توجه به یک تستی که در تعداد زیادی معامله انجام شد به نتایجی رسیدیم که در جدول آورده شده است.

همانطور که در جدول مشخص است، سه معامله گر در یک قالب سیستمی مشابه، با سیستم ورود یکسان و حتی سیستم خروج در زیان یکسان و صرفا اختلاف در سیستم خروج در سودشان این داده ها برایشان تولید شد.

TJZuoXz3nh3fDvpYeRjfta0DT2Qq9iGSiz92Daju.png

چنانچه برای محاسبه عملکرد سه معامله گر روی 100 موقعیت معاملاتی اعمال کنیم. در صورتی که ریسک هر معامله ۱٪ فرض شود، خروجی به این شکل خواهد بود.

j9UBBAtbvTP31ajXC1ZUQLk8nZAlWN4ykLndTNj8.png

معامله گر اول R/R را 1 به ۰/۴ در نظر گرفته بود و در ۱۰۰ معامله به بازدهی خالص ۲۳٪ رسید.
معامله گر دوم R/R را 1 به ۱/۲ در نظر گرفته بود و به بازدهی خالص ۴۱٪ رسید.
معامله گر سوم نیز در ۱۰۰ معامله با R/R معادل 1 به 3 به بازدهی خالص ۲۴٪ رسید.

همانطور که ملاحظه می شود از R/R معادل 1 به ۰/۴ وقتی به سمت 1 به ۱/۲ رفتیم بازدهی بیشتر شد اما هنگامی که از R/R معادل 1 به ۱/۲ به سمت 1 به ۳ رفتیم بازدهی کمتر شد. این موضوع نشان میدهد که به احتمال قوی بهینه ترین R/R حول و حوش 1 به ۱/۲ است که مجدد با سعی و خطا و تست کردن اعداد دیگر حول ۱/۲ میتوان R/R بهینه را استخراج کرد. یک استراتژیست، وقتی سیستمی را طراحی میکند در ابتدا با یک فرض اولیه آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان حد سود و زیان را در آن قالب سیستمی تعریف میکند ولی لزوما آن چیزی که در ابتدا تعریف شد، نسبت R/R بهینه نیست.

بنابراین تا اینجا متوجه شدیم هر چه ریوارد بزرگتر از ریسک باشد لزوما بهترین نتیجه را نخواهد داد و برای هر سیستم معاملاتی نیازمند یک ریسک به ریوارد بهینه هستیم. مثالی که زده شد برای یک سیستم معاملاتی واحد بود که بخش قابل توجهی از سیستم سه معامله گر یکسان بود حال میخواهیم یک وجه دیگر که باید در سیستم ها لحاظ شود را مطرح کنیم و آن فدا کردن پارامترهای مؤثر است. فرض کنید یک سیستم اولیه A داریم که پس از شکسته شدن خط روند نزولی اقدام به خرید میکند و بررسی کردیم (فرضی) که R/R بهینه برای این روش 1 به ۱/۵ است. یعنی اگر حد زیان را زیر آخرین کف تعیین کردیم، ۱/۵ برابر فاصله قیمت خرید تا حد زیان را به عنوان حد سود در نظر بگیریم.

EAbUXEsnG5Uk0wKluLR6MAY1p551uFI5Hadtqt0s.png

Zcj0WrhdcwZQhjxViFEQM7f56Op1eDfSV63xemnt.png

با این شرط در نظر بگیرید که در یک دوره یک ساله از ۱۰۰ موقعیت معاملاتی، ۶۵٪ موقعیت ها به سود و ۳۵٪ موقعیت ها با حد زیان بسته شود. (برای سهولت در محاسبه، حد زیان زمانی در نظر گرفته نشده است) بنابراین با نسبت R/R معادل 1 به ۱/۵ سود نهایی ۶۲/۵ خواهد بود. حال شخص برای بالا بردن احتمال موفقیت در معامله یک فیلتر واگرایی نیز به سیستم خود اضافه میکند، یعنی در صورت شکست خط روند و وقوع واگرایی با همان نسبت حد سود و زیان، وارد معامله می شود. همانطور که مشخص است، تنها فرق سیستم در فیلتر واگرایی است. طبق بررسی ها به این نتیجه رسیدیم که سیستم دوم (B) نرخ بردش ۷۵٪ است. در حالی که سیستم اول (A) نرخ بردی معادل ۶۵٪ داشت. مفروضات دو سیستم A و B در یک جدول بدین شکل است:

هر دو سیستم نسبت های R/R یکسان دارند. مدل ورود و حد زیان و حد سودشان نیز یکسان است. اما فرق سیستم دوم با سیستم اول اضافه شدن یک فیلتر است که باعث شد نرخ برد معاملات از ۶۵٪در سیستم اول به ۷۵٪ در سیستم دوم برسد. اما اتفاق مهمی که افتاد این بود که در سیستم اول ۱۰۰ موقعیت معاملاتی در یک بازه زمانی مشخص تولید شد و در همان بازه زمانی سیستم دوم تنها ۶۰ موقعیت معاملاتی تولید کرد و این باعث شد سود خالص معامله گر A معادل ۶۲.۵٪ باشد و این رقم برای معامله گر B معادل ۵۲.۵٪ باشد. باید دقت نمود که نباید صرفاً بالا رفتن نرخ برد را ملاک قرار دهیم و تصور کنیم که اگر سیستم نرخ برد بالاتر داشته باشد سود نهایی نیز بیشتر است.

" گاهی لازم است تمرکز یک سیستم روی R/R باشد که عدد ریوارد بزرگ تری داشته باشیم، گاهی باید تمرکز در نرخ برد باشد و گاهی هم تعداد سیگنال‌ها. ایجاد یک بستر مناسب برای یکپارچه سازی توازن بین این سه گزینه جزو قابلیت‌های توانمندسازی سیستم از سوی یک استراتژیست حرفه‌ای می‌باشد و هنر یک معامله‌گر مدیریت این سه گزینه است. "

آیا تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی جواب میدهد؟

آیا تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی جواب میدهد؟

دانستن آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان کاربرد و ماهیت تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی برای معامله گر باعث میشود تا سطح توقع و انتظارش از مباحث تحلیلی مشخص شود ، تعصب داشتن در هر زمینه ای کاری اشتباه است ، متاسفانه برخی از معامله گران بازارهای مالی تعصب بسیار شدیدی بر تحلیل های تکنیکالی دارند و ادعا میکنند یک معامله گر فقط باید روی تکنیکال زمان بزارد ، این ادعا از نظر تیم ما و بسیاری از معامله گران حرفه ای بازارهای مالی اشتباه است و نباید 100 درصد تحلیل های تکنیکال را مد نظر گرفت چرا که مباحث مدیریت ریسک و سرمایه ، کار کردن روی مسائل روانشناختی شخصیتی هم عوامل مهمی در موفقیت معامله گر هستند.

به احتمال زیاد این اتفاق برای شما افتاده است که در نمودار با استفاده از ترسیم خط روند و فیبوناچی موقعیتی صعودی در نمودار تشخیص داده اید که چند لحظه بعد از ورود شما به معامله قیمت نمودار نزولی شده و شما را متحمل ضرر میکند .

یا با استفاده از الگو های کلاسیک موقعیتی نزولی و در جهت ادامه روند را تشخیص داده اید ولی بعد از وارد شدن به معامله قیمت نمودار اصلاح شدیدی پیدا کرده و باز هم شما را متحمل ضرر کرده است .

باید منطقی و واقع بین باشیم و به تحلیل تکنیکال به تنهایی به دید یک معجزه نگاه نکنیم ، اصلا و اصلا منظورمان این نیست که الگو های تکنیکالی بی فایده هستند بلکه یکی از اصول موفقیت در بازارهای مالی است ، فقط باید متوجه باشید که همه چیز تکنیکال نیست ، تسلط داشتن بر احساسات در فضای حقیقی هم یکی دیگر از مباحثی میباشد که باید به آن اهمیت دهید ، برای اکثر افراد تازه کار پیش آمده که در دمو بازار را بسیار خوب تحلیل کرده و موفقیت های آموزش ریسک به ریوارد نسبت سود به زیان خوبی هم کسب میکنند ولی به محض وارد شدن به فضای حقیقی دست و پای خود را گم کرده و استرس تمام وجودشان را میگیرد و دیگر نمیتوانند آن بازدهی قبلی را داشته باشند .

موفقیت در بازارهای مالی مانند یک خودرو میماند که اگر تحلیل تکنیکال را بنزین آن فرض کنیم ، داشتن یک راننده مسلط (مدیریت ریسک و سرمایه) و سالم بودن فنی خودرو (تسلط بر احساسات) میباشد که اگر یکی از این موارد به درستی کار نکند قطعا نمیتوانیم با خودرو به مقصد مورد نظر خود برسیم.

چندی قبل با یکی از دوستانم که در بازارهای مالی فارکس بسیار حرفه ای و ثروتمند بود صحبتی داشتم ، او میگفت در طی این چند سال فعالیتش هنوز 25 الی 35 درصد معاملاتش با ضرر بسته میشود ولی با همان 65 درصد تحلیل درستی که انجام میدهد ، او را تبدیل به فرد ثروتمندی کرده چرا که با نسبت ریسک و ریوارد یک به سه کار میکند و در نهایت هم در سود خیلی خوبی هست.

در اینجا باز هم اهمیت یکی دیگر از مباحث مهم به جر تحلیل تکنیکال ، یعنی مدیریت ریسک و سرمایه را مشاهده میکنید .

بخاطر داشته باشید که هر اتفاقی که در بازارهای مالی می افتد اتفاقی و شانسی نیست بلکه نظم و انضباطی از جنس خودش دارد که شما باید نحوه برقرار کردن ارتباط با بازارها را مسلط شوید ، باید زبان گفتگوی مختص به بازاراها را یاد بگیرید که همین امر هفته ها و ماه ها زمان میبرد .

نظری که اکثریت معامله گران حرفه ای دارند این است که تا جای ممکن به همه الگو های تحلیل تکنیکالی مسلط شوید ، با اینکار چراغ خاموش های ذهن شما روشن میشود و آهسته آهسته به درک بازار و ساختن سیستم معاملاتی شخصی خود هدایت میشوید ، سیستمی که بسیار با شخصیت و نوع معامله کردن شما سازگار است.

بیشتر مطالعه کنید:

در انتها این موضوع را بدانید که تحلیل تکنیکال تنها یکی از حلقه های زنجیر موفقیت در بازارهای مالی است و برای تبدیل شدن به یک معامله گر حرفه ای باید سعی کنید به همه این زنجیر ها که مهمترین آنها مباحثی مانند تسلط بر احساسات و مباحث روانشناختی ، مدیریت ریسک و سرمایه و چند مبحث جزئی دیگر هست مسلط شوید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا